امتياز ويژه دين اسلام  در مقايسه با دو دين يهود و مسيح

امتياز ويژه دين اسلام  در مقايسه با دو دين يهود و مسيح

از ديدگاه قرآن فقط يك دين از سوي خداوند براي هدايت انسانها فرستاده شده است و اختلاف‌ها و تفاوت‌هايي كه با نام‌ها و اسامي گوناگون وجود دارد و مردم را به گروه‌هاي مختلف تقسيم مي‌كند، همگي ساخته هوي و هوس خود انسانها مي‌باشد. از ديدگاه آيات و روايات اسلامي همه انبياء دين اسلام را تبليغ كرده‌اند.

اما  اگر منظور از دين يهود و دين مسيح، ادياني باشد كه يهوديان و مسيحيان ساخته، غير از امتياز الهي بودن دين اسلام و غيرالهي بودن آن اديان امتيازات متعددي مي‌توان شمرد كه در ذيل به سه فرق و امتياز عمده اشاره مي‌شود:

امتياز اول: دين اسلام در مقايسه با دين يهوديت و مسيحيت فعلي تنها ديني است كه توحيد واقعي را تبليغ مي‌كند و مردم را از شرك به خداوند، باز مي‌دارد. در حالي كه يهوديان و مسيحيان با بعضي از اعتقاداتي كه دارند از توحيد دور افتاده و در رديف مشركان درآمده‌اند.

امتياز دوم: دين اسلام با داشتن احكام عملي چون نماز، روزه، زكات، خمس، جهاد، امر به معروف و نهي از منكر، و ... انسان را در حيات فردي و اجتماعي راهنمايي كرده و راه سعادت را به او نشان مي‌دهد. اين در حالي است كه يهوديت با تغيير احكام شريعت موسي ـ عليه السلام ـ و مسيحيت با ترك آن به نوعي اباحي‌گري دچار شده‌اند.

امتياز سوم: دين اسلام كه مكتب فروزان شيعه نماد كامل آن است با معجزه بودن قرآن و وجود اهل بيت پيامبر از هر گونه تحريف مصون مانده ؛ اما مسيحيت و يهوديت از اين دو عامل مهم يعني كتاب وحي كه مصون از تحريف باشد و هم چنين امامان و پيشوايان معصومي كه مفسر دين باشند، بي‌بهره هستند و همين امر باعث شده تا ديني كه از سوي حضرت موسي و عيسي تبليغ شده بود از بين برود.

ادامه نوشته

آيا حضرت مسيح ـ عليه السلام ـ  براي هميشه و در همه جا با خشونت مخالفت کرده است؟

آيا حضرت مسيح ـ عليه السلام ـ  براي هميشه و در همه جا با خشونت مخالفت کرده است؟

کسي که براي دفاع از جان و مال و ناموس خود متوصل به اقدام فيزيکي و ممانعت از تهاجم مهاجم می شود فردي خشن و يا تروريست شمرده نمي شود. دفاع از عرض و مال و ناموس در تمامي اديان و فرهنگ ها امري پسنديده، لازم  و عدم آن نشانه ضعف و بي غيرتي است.

با اینکه کليسا منادي نفي هر گونه عمل و اقدام فيزيکي مسيح و پيروان او در دفاع از خويشتن است و با اینکه  در اناجیل تحریف صورت گرفته باز هم نمونه هاي فراوانی از مبارزه حضرت مسیح در برابر ظلم و بی عدالتی در آنها مشاهده می­شود.

مثلا در اجیل یوحنا باب دوم آمده است که حضرت مسیح(ع) برای پاکسازی هیکل سلیمان از تجاران مختلف به زور و خشونت متوسل می­شود و نیز در انجیل متی باب دهم حضت مسیح (ع) به شمشیر تاکید نموده است . این مطالب نشان می دهد که عيسي(ع) مردي بسيار شجاع بوده که در اوج بي کسي با تحريفات در دين مبارزه علني مي کرده است و مي خواسته که براي خود يک حکومتي را بنا کند.  نتيجه اين که عيسي (ع) در صدد تشکیل حکومت بود و بر  خلاف گفته مسيحيان در مواردي از قوه قهريه و خشونت استفاده مي کرده است.

اما عباراتی از قبیل اینکه با شریر مقاومت نکنید هر که بر رخساره راست تو طپانچه زند ديگري را نيز به سوي او بگردان، در اناجیل توصیه های اخلاقی می باشند.

پس رسالت مسيح و تمام پيامبران الهي بسط و گسترش محبت و مهرباني در بين بشر  و در مقابل مبارزه با طاغوتيان و دشمنان خدا و ملت ها بوده است. وليکن ارباب کليسا برداشتي نا صواب از اين آيه انجيل دارند  و آن را به نفي مطلق خشونت تفسير مي کنند.

ادامه نوشته

قرباني شدن مسيح(ع) برای گناهان بشر

قرباني شدن مسيح(ع) برای گناهان بشر

با توجه به اينکه مسيحيان معتقد اند که خداوند در مسيح(ع) حلول کرده و خود مسيح ـ عليه السّلام ـ  هم خداوند است؛ در صورت قربانی شدن او پس اين خود خداست که قربانی شده است که در اين صورت ديگر بحث قرباني و گناه و بخشش گناه از ريشه برطرف مي شود چون خدايي نيست تا ببخشد يا نه؟

و اگر بر خلاف عقيده مسيحيان مسيح خدا نبوده و برای گناهان ديگران قربانی شده اگر قربانی کننده خداست این کار خدا لغو بلکه ظلم صريح خواهد بود چون خداوند بدون قربانی می توانست گناهان بشر را ببخشد ومعقول نيست که يک انسان را خودش بکشد تا انسانهای ديگر از گناه پاک شود. ولی اعتقاد مسيحيان بر اينست که يهوديان مسيح را کشته است پس او نمی تواند قربانی از طرف همه بشر باشد چه اينکه بشر اين حق را ندارد که انسانی را به عنوان قربانی برای پاک شدن گناهان خود بکشد.

افزون بر اين مطالب، قربانی شدن مسيح برای بخشيده شدن گناهان ديگران، قربانی کامل برای ناقص و ارزشمند برای بی ارزش است و اين کار  امر عقلايي نيست بلکه از طرف عقلا مورد مذمت و سرزنش می باشد.

ادامه نوشته